|
با اعتماد به نفس هر چه تمام تر هر روز دنبال دانشگاه و درخواست پذیرش فرستادنم و هر روز هم نا امید تر میشم . دلم نمیخواد 4 سال دبگه اینجا بمونم چی کار کنم 
چقدر این روزها به بی حوصلگی و بیکاری میگذره .... امروز زنگ زدم ایران آمریکا کانادا انگلیس هلند و با همه اونهایی که دلم تنگ شده بود حرف زدم یکی ار دوستهای صمیمی ایرانم 5 ماهه حامله است و من تازه امروز فهمیدم .... واقعا که..shame on me 
sand sculpture Festival رو هم از دست دادم به خاطر تنبلی .... نه لذت میبرم نه کار انجام میدم ....گهگیجه ام شدید
|