۲۲.

فکر کنم کم کم وقتش رسیده باشد که اعتراف کنم بیشتر از دوست داشتن هوس چرخ میزد لابلای احساسم .. 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

[ابرو]حالا کی بود؟

اون یکی نگار

دقیقا کجاهای احساست چرخ میزده ؟ [نیشخند]

اون یکی نگار

دوشی ؟ [خنثی] دوشیه نقطه نقطه [خنثی] حالا دیگه جای ما اولی میزنی ؟ [خنثی] آی ی ی ی نفس کش [عصبانی]

اون یکی نگار

اون " م م مممم" گفتنت منو کشته دوشی [نیشخند]

دوشیــــــــــزَن

نگــــــــــار [نیشخند]

صبا

حالا کی هست؟[ابرو]

مهدي

مهم نيست سرد باشد يا گرم مهم نيست ابري باشد يا آفتابي ، باراني باشد يا برفي مهم نيست اصلا چيزي مهم نيست مهم اين است كه تو هستي و نفس مي كشي مهم اين است كه لايق بوده اي براي زندگي پس زندگي كن دوست من وبلاگ دلنشين و جالبي دارين موفق باشين [گل]

afo

nazarate poste balaei ro ke basti vali ei che harfiye ? ha !!!! vaghean ei che harfaeiyan akhe ?

مرجان

چه اعتراف شجاعانه ای من تازه واردم میشه با منم دوست شی؟[خجالت]

Vivir

هوس هم جزئی از احساسه قطره جان! فقط کم و زیاد داره[زبان]