۴۲.

هفته پیش رفتم دانشگاه سابق . هر بار میرم اونجا از خودم راضی تر میشم که انصراف دادم با این که یک ساله بیکارم اما می ارزید. برگه نهایی انصرافم از دانشگاه رو امضا کردم و تمام .. 

بعد رفتم پیش استاد سابقم و گفتم بهش که هنوز کار پیدا نکردم. یکم دلش سوخت اما بعد گفت همینه که هست .. اوضاع اقتصادی خرابه .. 

بعد یکی از دوستام رو دیدم گفت یه خبر خوب دارم برات. گفتم بوگو بوگو. گفت سه ماهه بارداره قلب انقدر ذوق کردم که بچه ها گفتن نکنه خودت حامله ای خنثی 

بعدش هم این که میرم دوچرخه سواری و پیاده روی ولی دریغ از یک گرم کاهش وزن گریه ریدم به این زندگی که هیچی دلخوشی نداره ناراحت

/ 51 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اون یکی نگار

اوا آدم ؟ [نیشخند] کجا بودی شیطون؟ [نیشخند]

اون یکی نگار

آدم ما با استرس و عذاب وجدان میخوریم اینیم اگه ریلکس بخوریم که باید باسکول بیارن وزنمون کنن [خنثی]

اون یکی نگار

آفو به من فحش بد داد [وحشتناک]

اون یکی نگار

وبلاگ منم اسقاطه آدرس مادرس داره ولی صاحاب نداره [نیشخند]

نقره

نه مال من خیلی به روزه[نیشخند] تختس.واسه اشنایی میخواستم بخونم ی کمیشو اگه دوس داری بزار ادرس

رها@

دموکراسیت تو حلقم الان قطره [بغل]

نقره

میسی اون یکی نقار[نیشخند]

فاطمه

سلام لطفابه منم سربزن mfatima78.blogfa.com