۵.

به مامانم گفتم مشکل از منه

من از آدم ها از دوست داشتنشون از خوب بودنشون از خوب بودنم از باهم بودنمون خسته میشم

من از تکرار و تکراری بودن حتی اگه خوب باشه حتی اگه بی دردسر و بی دغدغه باشه خسته میشم

جدی نگرفت راستش خودم هم جدی نگرفتم خودم رو. فکر کردم دارم یه شعری میگم که مامان ُ از سر خودم باز کنم که هی گیر نده

اما

آدم ها رو وارد بازی تکراری کردم خسته شدم اما اونها خسته نشدند اصن نمیدونم چرا کسی از من خسته نمیشه ؟ چرا من تکراری نمیشم برای کسی؟ چرا من انقدر خوبم ؟ (اسمایلی آدم خودشیفته !)

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیا

خب چون تو هلووووووووووووووووووووووووووووویی[خوشمزه][خوشمزه][خوشمزه] از طرفی هم دوز شکلاتت بالاست[نیشخند]

دنیا

من هم بعضی وقت ها از خوب بودن اوضاع خسته میشم ولی بعدش وقتی که فکر میکنم میبینم اگر بخواد جور دیگه ای باشه فقط به خودم ضربه ی سخت تر رو زدم و دورتر میشم ازش

آدمیزادی

جووووووووووووووووووووووووووووووون[نیشخند]

درخشان

هیچی [نیشخند] تنوع طلبی که خوبه [ابله]

دنیا

نه بابا توی این گرونی پاکفوم کجا بود[ابرو]

صبا

بسکه ما خوبیم که دلمون نمیاد تنهات بذاریم.اوفینا[زبان]

افسانه

[لبخند]

دنیا

[ماچ]

رها

شاید چون با محبتی و حداقل تا وقتی که هستی! توجهت هست بهش یا به هر چی