16.

خوشحالم که هنوز اینجا رو نگه داشتم واسه غرغر کردنام . اصن همین که نمیایید بخونید کلی خوبه چون نک و نال که خوندن نداره کردن داره :| والا .. 

یه جاهایی هست تو زندگی که آدم مستاصل میشه بین خواستن و نخواستن آدما بعد انقدر فشار نداشتن از همه طرف تو زندگیش زیاده که به خودش میگه ما که هیچی نداریم بزار حداقل دو تا آدم داشته باشیم تو زندگیمون .. اولش خوبه انگار همه حس نداشتن هاش ارضا میشه همه کمبود محبت هاش همه کمبود دوست داشته شدن هاش و خیلی چیزای کوچیک و بی ارزش دیگه .. بعد میبینه نمیشه نمیکشه نمیتونه باز شروع میکنه به حذف کردن آدما انگار به این نقطه میرسه که میفهمه دردش محبت نیست دردش عشق نیست دردش خیلی چیزاست خیلی چیزا که نمیفهمه چیه اما میدونه یه چیزایی هست ... 

/ 7 نظر / 5 بازدید
مرجان . در جستجوی خویشتن .

تف به این دردای مشترک من و تو که هیشکیم نیس فریادشون کنه! ضمنا اون چراغ بی صاحابتو واسه ما روشن کن! (یاهو رو عرض میکنم البته)

طوطی

اخ اخ گفتی، یعنی تو روحت ! همین که میای حرفای اینجوری میرنی خوبه، پس باش فعلا[قلب]

رها@

Vali nako nalehaye to khoondan dare !chon nako nale nist!haghighate...

اون یکی نگار

رها جان مادر تشویق نکن از فردا میاد میره رو منبر ذکر مصیبت میگه [خنثی] تشویق کن پستهای گشنگ گشنگ بذاره بخندیم [پلک]

صبا

منو یاد نبات انداختی! همون درخشان خودمون

Vivir

چقدر حرفات آشناست برام[نگران]